العلامة المجلسي

205

حياة القلوب ( فارسي )

روز قيامت ، توئى دعا كردهء حضرت إبراهيم عليه السّلام وبشارت دادهء حضرت عيسى عليه السّلام ، توئى پاكيزه ومطهر از نجاستهاى أهل جاهليت . پس رو بسوى أبو طالب گردانيده گفت : تو چه نسبت دارى به أو ؟ أبو طالب گفت : فرزند من است . بحيرا گفت : نمىبايد أو فرزند تو باشد وپدر ومادر أو نمىبايد در اين وقت زنده باشند . أبو طالب گفت : راست گفتى ، من عمّ اويم وپدر أو در وقتي فوت شد كه أو در رحم مادر بود ، ومادرش چون فوت شد أو شش‌ساله بود . بحيرا گفت : اكنون راست گفتى وليكن صلاح تو را در آن مىدانم كه أو را به شهر خود برگردانى زيرا كه در روى زمين هيچ يهودي ونصراني وصاحب كتابي نيست كه نداند أو متولد شده است وهر يك كه أو را ببينند به علامتها أو را خواهند شناخت چنانكه من شناختم وحيله‌ها ومكرها در دفع أو خواهند كرد ويهودان از همه در اين باب اهتمام بيشتر خواهند نمود . أبو طالب گفت : سبب عداوت ايشان با أو چيست ؟ بحيرا گفت : زيرا كه أو پيغمبر است وجبرئيل بر أو نازل خواهد شد ودينهاى ايشان را منسوخ خواهد كرد . أبو طالب گفت : نه ، ان شاء اللّه خدا نخواهد گذاشت كه آسيبى به أو رسد ؛ پس أبو طالب گفت كه : چون بحيرا خواست كه آن حضرت را وداع كند بسيار گريست وگفت : اى فرزند آمنه ! گويا مىبينم كه تمام عرب با تو دشمنى خواهند كرد وهمگى تيرهاى جدال وقتال را براي تو در كمان كينهء ديرينه خواهند گذاشت وخويشان از تو مواصلت را قطع خواهند كرد واگر قدر تو را بشناسند بايد تو را از فرزندان خود گرامىتر دارند ؛ پس روى بسوى من گردانيد وگفت : اى عم ! تو رعايت كن در باب أو قرابت موصوله را ورعايت نما در حقّ أو وصيت پدر خود را كه بزودى همهء قريش از تو كناره كنند به سبب رعايت كردن أو پس پروا مكن وفرزندى از تو بهم خواهد رسيد كه در همه حال ياور أو باشد وأو را در آسمانها